تبلیغات
اجرای با کیفیت همایش و جُنگ ها - دکتر طوسی در شهرآرا درباره آموزش هنر در ایران
اجرای با کیفیت همایش و جُنگ ها
موسسه موج هنر انواع همکاری در جشن ها و همایش ها : 09153052079
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM
۱۳۸۹/۳/۱۲

برخی او را از قدیم می‌شناسند و برخی هم درهمین چند سال اخیرکه از آلمان برگشته است، با او آشنا شده‌اند. به‌طور حتم اولین برخورد اغلب جوانان فعال تئاتر و سینمای مشهد با او از یک نشست یا یک پاتوق هنری بوده که درباره مسائل مختلف هنری بحث و جدل می‌کرده است.




او مدرک تئاتر و سینمای خود را از آلمان گرفته و شاگردی اساتیدی چون پروفسور«هانس تیس له من» و پروفسور«ماریا اشلوپمن» را در کارنامه علمی خود دارد.
این استاد تئاتر مشهد، که سابقه تدریس در دانشگاه فرانکفورت را دارد، اکنون به عنوان عضو علمی دانشگاه آزاد اسلامی فعالیت و در چند دانشگاه و آموزشگاه هنری در خراسان هم تدریس می‌کند.
دکتر حسین طوسی معتمد وقتی به روزنامه شهرآرا آمد، مدرک دکتری‌اش را در دست داشت. او با این حرکت نمادین‌اش به نوعی به ما گفت که با چشمان باز با آدم‌های علمی هنری شهرتان گفتگو کنید و هرکسی را بدون ارائه مدرک با عنوان بااهمیت علمی دکتری معرفی نکنید. بنابراین ابتدا مدرک ارزشمندش را دیدیم و بعد بیش از 100دقیقه پای حرف‌های شنیدنی‌اش نشستیم.
جناب دکتر، شما که هم در اروپا- مهد آموزش مدرن- تدریس داشته‌اید و هم در ایران که همان شیوه و روش سنتی در آموزش را دنبال می‌کند، چه تعریفی برای این دو نوع آموزش قائل هستید؟
ما در آموزش سنتی، یک سری داده‌های اطلاعاتی به دانشجو و دانش‌آموز می‌دهیم و او آن‌ها را حفظ می‌کند؛ بدون هیچ کاربردی. به عنوان مثال؛ من از دانشجویی در مقطع کارشناسی در درس روش تحقیق، تعریفی از مقدمه خواستم اما او از من تعریفی در قالب جزوه خواست و سئوالی برایم به‌وجود آورد که آیا دانشجویان ما تا مقطع لیسانس مقدمه کتابی را نخوانده‌اند؟ آیا مقدمه هم باید درجزوه آموزش داده شود؟
آموزش سنتی آموزشی است که شما زبان انگلیسی را می‌خوانید ولی نمی‌توانید جمله‌ای بدون غلط بنویسید. آموزش سنتی، آموزشی است که وقتی دانش‌آموزی در دوران تحصیلی‌اش شعر«به کجا چنین شتابان/ گون از نسیم پرسید» را در دبیرستان حفظ می‌کند، وقتی مدرس فیلم‌نامه‌نویسی در دانشگاه از او می‌خواهد براساس این شعر یک فیلم‌نامه بنویسید، آن بیت را به‌یاد نمی‌آورد و اصلا نمی‌داند یعنی چه؟ به‌همین دلیل است که از کلاس‌های آموزش فیلم‌نامه‌نویسی ما فیلم‌نامه‌نویس بیرون نمی‌آید.
اما آموزش مدرن، آموزشی است که میان علم و تکنولوژی رابطه برقرار می‌کند. آموزش مدرن تجربه‌گراست. یعنی وقتی ایده‌ای در ذهن خطور می‌کند، آن ایده به سرعت مورد آموزش و پژوهش قرار می‌گیرد.
به‌طور مثال در یک آموزش مدرن، ایده پیدایش عکاسی شكل می گیرد. چون درهمان زمان رنسانس اتاقک تاریک به‌وجود آمده و به واسطه همین موضوع در اواسط قرن نوزده، ایده ثبت بشر مطرح گردید و این ایده به آزمایش‌ گذاشته شد و سپس دوربین اختراع گردید. آزمایش بعدی چیست؟ بشر در جستجوی حرکت تصویر خودش است. دوباره در پی ایده‌ای، تصاویر حرکت می‌كنند. در حقیقت در یک آموزش مدرن تجربه‌های بسیاری به دست می‌آید که برادران لومیر در اواخر قرن نوزده سینما، آن را پیدا می‌کنند. این‌ها همه تجربه یک آموزش مدرن است. تجربه پرواز به سوی آسمان، تجربه وجود جاذبه زمین و... اما ما چنین تجربه‌هایی نداشته‌ایم. ما این‌ها را به‌صورت واردات در کشور خود داشته ایم .
بنابراین تفاوت‌های بسیاری در این دو نوع آموزش وجود دارد؟
آموزش سنتی بر محفوظات استوار است و تجربه در آن نقشی ندارد. بالعکس در آموزش مدرن، تجربه‌گرایی نقش مهمی ایفا می‌کند. در آموزش مدرن، رابطه میان ایده و اجرا، علم و تکنولوژی و دانش و صنعت شکل می‌گیرد و نتایج آن مورد ارزیابی قرار می‌گیرد اما در یک آموزش سنتی، جزوه محوری وجود دارد و ملاک، انتقال دانش است. در یک آموزش مدرن، نوشتار معنا می‌یابد که در مسیر آن بازخوانی به فهم تبدیل می‌شود. آموزش سنتی حفظ شرایط آموزشی موجود و عدم خلاقیت را ترویج داده ولی آموزش مدرن، رشد و پیشرفت و همچنین خلاقیت و نوآوری را گسترش می‌دهد.
بنابراین مقایسه یا بهتر بگویم مثال‌هایی که زده شد، آموزش هنری ما، آموزش سنتی است؟
بله، آموزش ما، سنتی است.
با آموزش سنتی به نتیجه‌ای خواهیم رسید؟
نه، تاکنون که نتیجه و جوابی نداده است.
اگراین نوع آموزش نتیجه‌ای نداشته، پس این‌همه فعال تحصیل‌کرده هنری از كجا آمده‌اند؟
کمیت فعالیت‌های هنری ارتباطی به کیفیت آن ندارد.
شما معتقدید آموزش سنتی که در کشورمان وجود دارد، به نوعی یادگیری طوطی‌وار است و تمام این یادگیری به امتحان و نمره و در نهایت مدرک گرفتن ختم می‌شود؟
بله، شاید یادگیری طوطی‌وار بهترین عنوانی باشد که بتوان به روند آموزش هنر شهر و کشورمان بدهیم. ما در زمانی که به طور پراكنده فضای مناسب، اساتید برجسته و دانشجویان ممتاز داریم، کمبود متخصصان و فرهیختگان کاربردی را به روشنی می‌بینیم. در یک آموزش مدرن، برای هر دانشجویی، مکان و تجهیزاتی تعریف شده که یک دانشجو چه تجهیزاتی باید داشته باشد و در چه فضایی باید رشد کند اما در یک آموزش سنتی شما چند نفر را در یک کلاس می‌ریزید و تخته سیاه را از لغاتی پر می‌‌کنید و از آن‌ها می‌خواهید از روی جزوه بنویسند و آن‌ها را تکرار کنند و با یک امتحان همه چیز تمام می‌شود. در یک آموزش مدرن، مدرس درسش را می‌دهد و دانشجو ایده را از او می‌گیرد و او در یک پروسه عملی و در تکرار تجربه به نوآوری و خلاقیت می‌رسد.
در اروپا برخلاف ایران مدرس وظیفه دارد از تئوری که به آن‌ها می‌دهد، آن‌ها را در مسیر ایده تا اجرا برساند ولی در ایران دانشجوی تئاتر چهار سال فقط تئوری می‌خواند و بعد از دانش‌آموختگی می‌خواهد آموخته‌های خود را به مرحله اجرا بگذارد که نمی‌تواند. چون او از تئوری‌هایی که آموخته به ایده نرسیده است.
بنابراین باید آموزش سنتی را مهم‌ترین مشکل هنر بدانیم.
بله، آموزش سنتی مشکل اساسی هنر به‌خصوص درشهرستان‌هاست که باید در جستجوی راهکار بنیادی و اساسی برای حل آن هم بود.
من فکر می‌کنم قبل از اینکه ایرادی به آموزش سنتی بگیریم باید به تفکر سنتی که نسبت به هنر می‌شود ایراد گرفت. این تفکر سنتی سبب شده که دانشگاه هنر در مشهد تاسیس نشود. تا این تفکر باشد احتمالا ضرورت آموزش نه در مسئول آن ایجاد می‌شود، نه در مدرس و نه در دانشجوی آن.
این مباحث که مطرح می‌کنید در20 سال پیش وجود نداشت که آیا آموزش یک نیاز است و وجودش ضرورت دارد یانه؟
ولی در آن زمان آموزش بوده است.
شاید آموزشگاهی در آن زمان بوده ولی این سئوال در بین هنرمندان وجود نداشت. شکل زندگی ما در گذشته یک زندگی روستایی بوده و در آن زمان زندگی مدرنی وجود نداشته که بخواهد آموزش مدرن اهمیت پیدا کند. گسترش زندگی شهری و آمدن جوانان به دانشگاه‌ها و در خدمت گرفتن رسانه‌ها می‌تواند زمینه‌ساز حرکتی نو در زمینه آموزش مدرن گردد. دانشگاه هنرهای دراماتیک اولین نهاد ترویج هنر تئاتر بوده است که فقط حدود 50 سال عمر دارد.
من فکر می‌کنم مهم‌تر از قدمت مراکز آموزشی، ازبین رفتن دغدغه‌های آموزشی باشد. خیلی از مراکز آموزشی مانند مرکز آموزش تئاتر 30 ‌سال پیش در مشهد هنرجوی تئاتر تربیت ‌کرده‌ است و چون دغدغه‌های ضرورت آموزش این هنر از بین رفت، کار این مرکز هم به اتمام رسید. هرچند در کنار آن مرکز، انجمن نمایش هم همان زمان فعالیت می‌کرد که الآن هم به شکل دیگری فعالیت می‌کند. دغدغه تولید نمایش، هنوز هم وجود دارد. چون برخلاف تولید نمایش، فعالیت‌های آموزشی، آماری نیست و دیده هم نمی‌شوند، بنابراین جدی هم گرفته نمی‌شوند.
چون هنوز درذهن به نیاز آن نرسیده بودیم، نمی‌‌توانیم انسان‌ها را مقصر بدانیم. انسان در هر دوره‌ای یک جور فکر می‌کند. انسان قرن 17 نمی‌دانست عکاسی چیست؟ انسان قرن 13 مگر می‌دانست صنعت چاپ باید به‌وجود بیاید؟ گاهی وقت‌ها ما دچار اشتباه تاریخی می‌شویم. وقتی ما «هملت» را می‌خوانیم فکر می‌کنیم، شکسپیر نظر ما را داشته است ولی نه، ما داریم از افق امروز به آن اثر نگاه می‌کنیم. این معنای ماست نه معنای شکسپیر و نمی‌دانیم او چگونه درباره این اثر فکر می‌کرده است. مگر اینکه دقیقا پدیده‌های آن زمان را بشناسیم و به ادبیات ان زمان آشنا باشیم. به همین دلیل روند تاریخی هنر، یک روند مستمری بوده و یکدفعه اتفاق نیفتاده است و ما بیشتر از 50 سال نیست که این صحبت‌ها را می‌کنیم. شما از دوران مدرن که زمینه‌هایش با رنسانس آغاز می‌شود، می‌بینید ما غفلت تاریخی داشته‌ایم. من حتی در گفتگوهای دیگری گفته‌ام که آنچه بر سر هنر ما آمده است نشان می‌دهد که ما غفلت کرده‌ایم و امروز می‌بینیم که به هنرهای نقالی و روحوضی ما چه صدمات و ضررهایی وارد شده است که بازسازی آن، کار بسیار مشکلی است و حتی پژوهش، بر روی آن‌ها به سختی امکان‌پذیر است. حتی در بررسی نمایش تعزیه با مسائلی برخورد می‌کنیم که به‌طور دقیق نمی‌توانیم صحت و سقم آن را مشخص و ریشه‌های تعزیه را نمی‌توانیم موشکافی کنیم. چون بنیاد تحقیقاتی آن خیلی ریشه‌ای و باسابقه نیست. هنرهای دراماتیک در تهران حدود50 سال عمر دارد. بعد از تاسیس این دانشکده مطالب تئاتر غرب به ایران سرازیر شد و ما تازه شروع به پژوهش کردیم. رویکرد ما از 50 سال پیش به تئاتر کهن اروپا، به‌ دور از درک فضای حاکم آن و شناخت آن جوامع بوده است. آن فضایی که باعث تکامل تئاتر شد و موجب گشت که برشت آن‌گونه بنویسد و بکت آن‌گونه فکر نماید. این در حالی است كه امروزه جوانان ما بدون اینکه فضای حاکم بر تئاتر ‌را بشناسند، می‌خواهند تئاتر پست مدرن کار کنند. چون در آن فضا زندگی نکرده‌اند و از آن فضای فکری به شدت دورند و از طرفی هم شناختی نسبت به تئاتر سنتی خودشان ندارند و به‌گونه‌ای آن را از دست داده‌اند. این سئوالات که الآن برای شما به‌وجود آمده، در 70 سال پیش نبوده است.
بالطبع انسان‌ها وقتی نیاز پیدا می‌کنند سئوال برایشان به‌وجود می‌آید.
شما آموزش را نیاز می‌دانید چون انسان امروزی هستید. ما در70‌سال پیش این‌قدر قشر جوان علاقه‌مند نداشتیم. این‌قدر تاثیر رسانه‌ و زبان‌ را نداشته‌ایم که این نیاز را احساس کنیم. این نیاز فقط در یک قشر فرهیخته بوده است. الآن آموزش دغدغه من، شما و خیلی‌هاست ولی در آن زمان فقط دغدغه یک قشر خاص بوده و در جامعه عمومیت نداشته است. شما 30 سال پیش مشهد را نگاه کنید که چند کلاس زبان انگلیسی در مشهد بوده ولی الآن در هرخیابانی یک آموزشگاه زبان انگلیسی وجود دارد.
شما معتقدید نیاز به آموزش هنر در جوانان ما به‌وجود آمده است؟
بله، این نیاز هست که سبب شده نیمی از متقاضیانی را که در کلاس‌های آموزش هنر می‌خواهند شرکت کنند، نمی‌توانیم جذب کنیم.
برفرض قبول کنیم این نیاز هم به‌وجود آمده باشد، چه فایده‌ای دارد. چون ما بارها دیده‌ایم از 50 نفری که در یک کلاس هنری آموزش می بینند، شاید دو یا سه نفر جذب فضای حرفه‌ای آن هنر ‌شوند؛ چراكه شرایط فعالیت هنری در شهری مانند مشهد محدود است. شما می‌آیید هنرجو را با فضای آموزشی مدرن تربیت می‌کنید ولی شرایط و امکانات برای اجرای آموخته‌های مدرن او مهیا نیست.
بله، دقیقا حرف شما درست است. برای حل این مسئله، آموزش ما به یک فضای بازمهندسی نیاز دارد . مدرس مهم‌ترین عنصر در آموزش مدرن است. مدرس می‌تواند روش مدرن را انتخاب کند و بر اثر زمان و زبان تاثیر‌گذار باشد. به‌شرطی که علم‌اش به‌روز باشد و دنیای جدید را خود بشناسد و بتواند به دیگران هم ارائه دهد. درغیر این‌ صورت در داده‌های قدیم خودش می‌‌ماند و در ورطه تکرار می‌افتد.
قبول دارید آموزش امروزی به سمت آموزش غیرمستقیم می‌رود؟
بله، من هم معتقدم. دانشجوعلاوه بر اینکه کلاس‌هایش را می‌گذراند، باید به تئاتر و سینما برود و به تمام پاتوق‌ها سری بزند. چون آنجا مرکز گفتمان و بحث و جدل است. این‌ها در برخی مواقع از کلاس درس هم مهم‌تر است.
آیا درآموزش مدرن یا آموزش‌های غیر مستقیم، تدریس کتب کم‌رنگ‌تر نمی‌شوند؟
اگر تدریس کتب به‌روز معنا شود، نه، آموزش کم‌رنگ نمی‌شود. به‌طور مثال تدریس «هملت» امروز با 100 سال گذشته خیلی متفاوت است. چون نیاز و دغدغه‌های نسل ما متفاوت است. پیکاسو می گوید: «چه تفاوتی میان کار من و پدرانم وجود دارد؟ تفاوت اینجاست كه ماهمه هنرمند بودیم. ولی هرکدام از ما دغدغه‌های روز زمان خود را داشته ایم .» من باید ببینم امروز چه تصویری از «هملت» دارم. این با وجود کارگاه‌ها و پاتوق‌ها به روز می‌شود. بنابراین نوع فعالیت‌ها در کنار کلاس‌های درس با مدرسان درجه یک تقویت می‌شود. مدرس بر اساس سرفصل‌هایی که وجود دارد، کتب‌اش را معرفی می‌کند و اگر این کتب توسط مدرسان معنا شود و از افق امروزی تفسیر گردد،گفتمان به‌وجود می‌آید، در غیر این صورت دانشی محفوظی است که بعد از مدتی هم فراموش می‌شود.
در کلاس بازیگری صحبت‌هایی شد که شما از کجا درس می‌دهید و هر سری مطالبی را با هنرجویان‌تان کار می‌کنید كه ما نمی‌فهمیم. منشاء آن کجاست؟ من درس اول از کتاب «شش درس نخست بازیگری» را به‌ آن‌ها نشان دادم.گفتند که ما آن را خوانده بودیم. گفتم؛ شما خوانده بودید اما آن را نفهمیده‌اید. تفاوت عمده‌ای میان خواندن و فهمیدن وجود دارد. برای همین است كه می‌گویم اگر درس معنا شود، فهمیده می‌شود. برای همین است که وقتی بازیگر، بازیگری رامی‌فهمد، می‌داند باید سوارکاری، شمشیربازی و هزار چیز دیگر را بلد باشد. کتب‌درسی این نیازهای بازیگری را برطرف نمی‌کند.
... وسخن آخر!؟
گسترش توسعه زندگی شهری، افزایش جمعیت جوانان در شهرهای بزرگ و برخورداری آنان از امکانات و دستاوردهای بزرگ همچون رسانه‌ها، مطبوعات و زبان خارجی، ضرورت فضای باز مهندسی در ساختار آموزشی را می‌طلبد. تئوری‌های آموزشی باید به اجرا گذاشته شوند تا درعمل کاربرد آن قابل مشاهده و تجربه باشد. فرآیند تبدیل ایده به اجرا با مقوله آموزش در ارتباط است.
اگر آموزش هنر بخواهد در مشهد موفق عمل کند نیاز به فضای باز مهندسی دارد. باید جمعی از فعالان آموزشی هنر این شهر بیایند و با بررسی آنچه در آموزش مشهد گذشته، افق آموزش هنر این شهر را ترسیم كنند. باید بستر به روز شدن هنرمندان را به عنوان یکی از اساسی‌ترین عناصر آموزشی مهیا كنیم. از همه مهم‌تر اینكه نشست‌هایی بگذاریم تا بتوانیم کنارهم بنشینیم و بتوانیم توان خود را بالا بریم تا هیچ گاه در ورطه اختلاف نظر که در مشهد زیاد دیده می‌شود، نیفتیم و از خود محوری دور شویم و به جای اینکه در فکر حذف همدیگر باشیم به هنر بیندیشیم که اگر هنر را یاری رسانیم به طورحتم به خودمان هم کمک کرده‌ایم.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 18 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : موسسه موج هنر
چهارشنبه 18 اردیبهشت 1392 10:26 ق.ظ
سلام خوبی؟ سلیقتون توی وبلاگ نویسی عالیه!! افتخار بده و خودت رو توی لیست دوستان وبلاگ نویس سایتم اضافه کن. منتظرتم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

موسسه موج هنر با عوامل هنری مختلف مثل مجری، فیلمبردار، گروه نمایشی، سیستم صوت، نوازنده موسیقی، قاری قرآن، شعبده باز و ... آماده برگزاری مراسمات شما با کیفیت و شرایط مطلوب می باشد. جهت اطلاعات بیشتر تلفنی(09153052079) و یا با ایمیل honarmoj@gmail.com در ارتباط باشید.
شماره ثبت رسمی: 4073
مدیر وبلاگ : موسسه موج هنر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :